تبليغاتX
اجتماعی ادبي سياسي
اجتماعی ادبي سياسي
فرید مرادی_ نويسنده ومنتقد مسجدسليماني

«نامهاي سنگي»

 

از چشم هاي تو پنهان

زير همين درخت گيج

كه به شعرهايم حسادت مي كند

روياهايم

به خواب نامها و نگاه سنگها دل بسته است .

با تو حرف مي زنم

كنار همين گيس هاي نارنجي غروب

كه شالي از ستاره به خود پيچيده است

كاش گريستن پروانه ها را تماشا مي كردي

مي شنوي ؟

مي گويم در آغوش همين آسمان

كه رازهاي تورا به يغما بُرد

گريه هاي چند پروانه

آدمي را ديوانه مي كند

آه....

مرا ببخش كه بر بالينت نشسته ام

و بي دليل با مشتي گور سخن مي گويم...

|+| نوشته شده توسط فرید مرادی در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 ساعت 12:31 |