تبليغاتX
اجتماعی ادبي سياسي
اجتماعی ادبي سياسي
فرید مرادی_ نويسنده ومنتقد مسجدسليماني

«چشم كلاغي!»

 

خنده هاي خُمارت

براي ماه آبرويي باقي نگذاشته است

و چشم هايت

كه هميشه در مسير نگاهم خيس مانده اند.

دلم براي روز عاشق شدنم تنگ شده

وآن چشماني كه نيمه ي ديگر كلاغ بودند

سخت بر من سنگيني مي كنند.

|+| نوشته شده توسط فرید مرادی در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 ساعت 12:38 |