تبليغاتX
اجتماعی ادبي سياسي
اجتماعی ادبي سياسي
فرید مرادی_ نويسنده ومنتقد مسجدسليماني

«آن پنج شنبه يادت هست»

 

به ظرافت لبانت،ابرها كوه را به آغوش كشيده اندوُ

شهر با ديوارهاي قد كوتاهش به لرزه در آمده است.

با تصوير مبهمي از تو،قلبها شروع به تپيدن كرده اند

فصلها رنگ باخته اند

و من لباس جاهليت پوشيده ام

آن پنج شنبه يادت هست؟

:لباس تيره به تن داشتي

و خدا به يمن آمدنت،جاده را با گريه فرش كرده بود

اكنون كجايي؟

يعني اين نامه هايي كه براي تو نوشته ام

ميان اين همه مه وُ لبخند،بيهوده است؟

|+| نوشته شده توسط فرید مرادی در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 ساعت 12:40 |