تبليغاتX
اجتماعی ادبي سياسي
اجتماعی ادبي سياسي
فرید مرادی_ نويسنده ومنتقد مسجدسليماني

نامه ي سيروس رادمنش مورخ 6/8/1379

 

 

فريد عزيز سلام

 

اين نامه فقط طرحي ست براي ارتباط .ارتباطي كه اميدوارم مستمر باشد.بنابراين در نامه هاي بعدي نيز كه من و تو خود را بهتر به هم مي شناسانيم.و فكر مي كنم خالي از جذبه نباشد .من اندكي سخت گيرم من هم مثل آلن پو مي گويم شعر، مرارت است،از آسان گيران و آسان پنداران بيزارم.از بي سواد ها نيزــ يعني كم دانان ،ناتمامان.مشتاقان مرا خشنود مي كنند.آنان كه مي خواهند بر قله ها گام بگذارند:با پاهاي بلند.

نام شعر من نبايد تغيير كند و در مجله اي ديگر چاپ شود.همه چيز را همان طور كه هست بايد انتقال داد يا از خيرش گذشت.من از چاپ يك شعر متنفرم:يك شعر در ميان ده،بيست شعر ديگر با سليقه هاي متفاوت مثل دكان بقالي!من مي خواهم با تو كار كنم ــ من هفده سال به علي بابا چاهي و سيد علي صالحي شعر نداده بودم.به خاطر نقطه نظراتشان و نيز (ويژه نامه گردون شعرهاي حروف چيني شده را (سه عدد ) از گردون بيرون كشيدم.)من به سليماني هرگز كار ندادم . براي روزان فقط در شرايطي كه هرمز علي پور عهده دار بود،به اصطلاح آبرومندي كرديم و كار به او دادم.اين همه منم زدن حاصلش اين است كه شما بگوييد من منزوي شده ام و كار نمي كنم!هر چند از 78 تا كنون بيش از سي شعر چاپ كرده ام. اما هرگز تو شعري متوسط در مطبوعات از من نمي بيني. ارزش و اعتقاد من نسبت به متن تاسي از تلوبر است ــ اگر چه او رمان نويس است ــ او بر روي (سالامبو)يازده سال كار بي وقفه كرد تا جاي كلمه پيدا كند و در جاي واقعي اش بگذارد .به همين آدرس برايم نامه بنويس .9شعري را كه توسط آقاي ورناصري برايت گذاشتم از اسد پور بگير.در مورد هر شعري اگر نياز به توضيح بود حتما برايم بنويس .بيست صغحه شعر به انتخاب من در زنده رود شماره ي 12 مورخ 1374 با مقدمه ي زنده رود چاپ شد.توسط اسدپور حتما از ورناصري بگيرو داشته باش به ورناصري بگوبه نشانه ي :(نه ديگر!)

|+| نوشته شده توسط فرید مرادی در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 ساعت 1:29 |