![]() فرید مرادی ليسانس فقه وحقوق متولد 1357شهرستان مسجدسليمان صاحب امتیاز موسسه فرهنگی انتشاراتی دلا خبرنگار وعضو شوراي نويسندگان روزنامه صبح كارون 1376_1378 چاپ ویژه نامه ادبی صبح کارون و گفتگو با منوچهر آتشی، سيد علي صالحي، هرمز عليپور ... راه اندازي روزنامه فرهنگ خوزستان 1380 پس از 3 سال با همكاري پژمان كيماسي. عضو شوراي نويسندگان روزنامه فرهنگ خوزستان 1380 تا 1381 خبرنگار روزنامه رسانه جنوب 1383 چاپ كتاب آدم برفي ها مي ميرند 1380 كتاب ( اراجيف) سال 1380 در شوراي مميزي وزارت ارشاد اسلامي متاسفانه مجوز چاپ دريافت نكرد. مجوعه داستان در دست چاپ با عنوان ( عاشق كشي).
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
سعيد مرادي
فرشيد خداداديان حبيب بهرامي روزنامه فرهنگ جنوب(ويژه مسجد سليمان) اردشير رضايي اسفنديار خدري داريوش مهدي پور هالو زال جلال اسفندياري مسعود ده نمكي بچه نفتون انتشارات دلا :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
اجتماعی ادبي سياسي
فرید مرادی_ نويسنده ومنتقد مسجدسليماني «سپهري اسطوره ي طبيعت گرا» سهراب سپهري شاعري ست توانا كه در مدت سي سال كار و تجربه در زمينه شعر،مجموعه نسبتا عظيمي از خود به يادگار گذاشته كه در نوع خود از بهترين نمونه هاي شعر معاصر ايرا ن به شمار مي رود.اگر بپذيريم كه هر شعر پنجره ايست كه شاعر بسوي جهان مي گشايد و مخاطب را دعوت مي كند تا از اين پنجره به تماشاي جهان بنشيند پس براي شناخت دقيق شعرهاي سپهري نخست بايد سراغ دل وي برويم و بكوشيم تا با آشنايي با تصويرها و نماد هاي شعرهاي جهانش او را بشناسيم و از ديدگاه او و از دريچه شعرش به تماشاي جهان بنشينيم.جهان سپهري جهاني خاص و تجريدي است كه براي شناخن ت آن بايد نخست با ديدگاه ها و جهان بيني وي آشنا شد و سپس سعي كرد با ديد او جهان را تماشا كرد.جهاني كه صد البته براي همگان قابل لمس نيست و براي همين هم شعرش را تنها اندكي مي توانند درك كنند.آنچه در دنياي سپهري مي گذرد چيزي نيست كه براي همگان قابل دسترس باشد.دغدغه وي دنيوي و مادي نيست از اين رو با درد و رنج زمره مردم و جامعه بيگانه است.در حقيقت سپهري درد بزرگتري دارد درد او درد شناخت جهان و حق و حقيقت و دستيابي به راز و رمز جاودانه هستي است.به همين دليل به سادگي از كنار رخدادهاي عظيم زندگي مي گذرد و تلاش مي كند از راه سلوك و رياضت و تزكيه نفس بسان عارض به جهان والاي مينوي و راز بزرگ هستي دست يابد. به خاطر همين است كه نگرش سپهري به جهان نگرشي تك بعدي است.جهاني كه در آن همه چيز زيبا و دوست داشتني است و اگر چيزي به اسم شر و پليدي وجود دارد ذاتي جهان او نيست امري ست اتفاقي و گذرا كه به زودي رنگ خواهد باخت و جاي خود را به نيكي و زيبايي جاودان خواهد بخشيد ولي نبايد فراموش كرد سپهري براي رسيدن به جهان آرماني خويش از همين جهان مادي و عام همگان مي گذرد و دست به سفري طولاني مي زند كه اثرش را در (هشت كتاب)او مي توان يافت.اولين كتاب سپهري(مرگ رنگ)كه در سال 1330 منتشر شده از نظر زبان و فضا و مفاهيم و تعابير دقيقا همان مفاهيمي را بيان مي كند كه در شعر معاصرينش مي بينيم. جهاني كه شاعر در اين شعر ها به تصوير نشسته همان جهان مادي و پيرامون غم و دردي ست كه در همين جهان رخ مي دهد.لذا مفاهيم و تعابيرش قابل لمس است ولي درست در دومين مجموعه اش به نام(زندگي خواب ها)كه در سال 1332 منتشر شده تحول چشمگيري در شعر سپهري رخ مي دهد،نخست شاعر وزن و عروض نيمايي را كنار گذاشته و به شعر سپيد روي مي آورد .دوم جهاني كه به اين تصويرش نشسته چنان با جهان مادي و بيروني تطابق ندارد و براي نخستين بار در اين كتاب است كه با تصاوير وتعابير انتزاعي چون رنگ كنار شب،تلخي ادراك و...روبرو مي شويم مثل:رنگي كنار شب/بي حرف مانده است.اين روند بين واقعيت و رويا در كتاب سوم سپهري يعني آوار آفتاب با شتاب بيشتري جان مي گيرد و كم كم به ويژگي خاص شعر سپهري بدل مي شود يعني همان مفاهيم خاص ذهني و تصويرهاي انتزاعي و غير قابل لمس.همين خصوصيت است كه بعدا به ويژگي اساسي شعر سپهري و مشخص كننده آن شعر از ديگران بدل مي شود.مانند:دستم را به سراسر شب كشيدم... بدين ترتيب اين تركيب هاي ابداعي كه به عنوان پديده اي در كتاب دوم شعر سپهري آغاز شده به حركت خود ادامه داده و در كتاب چهارم يا(شرق اندوه)به تركيب هايي چون تكه نگاه و پاره لبخند مي رسد و در منظومه صداي پاي آب به (قانون چمن) مي پيوندد و به فضايي كه در آن روشني قابل چشيدن است و شب قابل توزين.در كتاب هفتم شاعر يعني(حجم سبز)به تركيب هايي بر مي خوريم كه دست قادر به آواز خواندن است!اين روند تكاملي در مجموعه شعر آخر سپهري با نام (ما هيچ ما نگاه)به تركيبات حسي تر و پيچيده تري چون:اقوام يك شاخه پلك درشت شب مي رسد و فضا و جهاني كه انسان (اقوام شاخه) مي شود و خواب مي تواند از هوش برود. به هر حال زبان ساده و صميمي ،بيان عاطفي و حس آميزي و تركيب رنگ و تصوير هاي زيبا همراه با ديد آرمانخواه و به دور از كينه هاي مادي و اجتماعي از ويژگي هاييست كه شعر سپهري را دلنشين تر و زيبا تر مي كند به همين دليل سپهري محبوبيتي مي يابد كه در بين معاصرين نصيب كمتر شاعري شده است. |+| نوشته شده توسط فرید مرادی در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 ساعت 20:55
|