![]() فرید مرادی ليسانس فقه وحقوق متولد 1357شهرستان مسجدسليمان صاحب امتیاز موسسه فرهنگی انتشاراتی دلا خبرنگار وعضو شوراي نويسندگان روزنامه صبح كارون 1376_1378 چاپ ویژه نامه ادبی صبح کارون و گفتگو با منوچهر آتشی، سيد علي صالحي، هرمز عليپور ... راه اندازي روزنامه فرهنگ خوزستان 1380 پس از 3 سال با همكاري پژمان كيماسي. عضو شوراي نويسندگان روزنامه فرهنگ خوزستان 1380 تا 1381 خبرنگار روزنامه رسانه جنوب 1383 چاپ كتاب آدم برفي ها مي ميرند 1380 كتاب ( اراجيف) سال 1380 در شوراي مميزي وزارت ارشاد اسلامي متاسفانه مجوز چاپ دريافت نكرد. مجوعه داستان در دست چاپ با عنوان ( عاشق كشي).
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
سعيد مرادي
فرشيد خداداديان حبيب بهرامي روزنامه فرهنگ جنوب(ويژه مسجد سليمان) اردشير رضايي اسفنديار خدري داريوش مهدي پور هالو زال جلال اسفندياري مسعود ده نمكي بچه نفتون انتشارات دلا :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
اجتماعی ادبي سياسي
فرید مرادی_ نويسنده ومنتقد مسجدسليماني نيم ساعت تب آلود با هميشه ياد :منوچهر آتشي روزنامه ي صبح كارون (ويژه ادبيات ايران) مورخ دوشنبه 31/خرداد/1379 در يكي از روزهاي بهار كه هواي تب آلود خوزستان دلهامان را شرجي كرده بود «مجموعه گزيده هاي منوچهر آتشي» را مرور مي كردم كه جرقه اي در ذهنم روشن شد:يك تماس تلفني،يك گفتگوي بي پرده براي پر بار كردن ويژه نامه ادبي صبح كارون كه قرار بود به همراه سعيد منتشر كنيم .موضوع را با دوست هنرمند «داريوش اسدي كيارس»مطرح نمودم و شماره تلفن منوچهرآتشي را گرفتم : ــ الو؟مجله كارنامه؟ ــ بله،بفرماييد. ــ مي خواهم با آقاي آتشي حرف بزنم .يكي از طرفداران ايشان هستم ،از جنوب زنگ مي زنم. چند ثانيه ي بي باور از حوالي ذهنم گذشت.سنگيني دست هاي مردانه ي يك مرد را بر سينه ي گوشي تلفن حس مي كردم ... ــ جانم؟ ــ جانت به سلامت باشد استاد ... من اسمم فريد است ...فريد مرادي ...از خوزستان تماس مي گيرم...مسجدسليمان شهر باور هاي سوخته ... ــ عليك سلام،از مسجدسليمان چه خبر؟از هرمز علي پور..از آريا ،فروتن،يارمحمد..؟ ــ به قول سيدعلي صالحي «حال همه ي ما خوب است،ملالي نيست جز رقصيدن گاه به گاه حنجره ي آهويي بي جفت...» زياد وقتت را نمي گيرم استاد. مي خواهم ويژه نامه ي ادبي منتشر كنم .چند سوال داشتم،اول اينكه از خودتان مي خواهم بدانم..اين اواخر... ــ قبلا بوشهر بودم،روزنامه نسيم جنوب.الآن هم آمده ام تهران ،مسئول صفحه شعر ماهنامه كارنامه هستم. ــ از حركتي كه آن زمان هاي گذشته به راه انداختيد از«موج ناب شعر» حرف بزنيد. ــ شعر ناب موج نبود جريان بود .من به موج اعتقاد ندارم چون موج بحث خاص خودش را با تمام مفاهيم كاربردي اش دارد و مثل همه ي جريان هاي ادبي زود گذر مانند موج نو،آزاد،حجم و... گذشت اين بحث مربوط به قديم است.موقعي كه در مجله ي تماشا بودم يك سري از بچه هاي جوان مسجدسليماني بودند كه به نوعي زبان خاص تحت تاثير گفتمان هوشنگ چالنگي روي آوردند.هرمزعلي پور بود،آريا آريا پور،اسدپور،رادمنش و سيد علي صالحي.آنها كارهايشان را ارائه دادند من هم براي هر كدام ويژه نامه هايي ترتيب دادم تا به جامعه ي ادبي معرفي شوم اما اينكه اين جريان زود گذر باني خاصي داشته باشد من فكر مي كنم هوشنگ (چالنگي)پدر شعر ناب است.هوشنگ يك استثنا در زبان بود. ــ اين روزها بحث «پست مدرنيسم» نقل محافل ادبي است.. ــ پست مدرن هم ريشه در جريان شعري ناب دارد. متاسفانه اين روزها بعضي شعر كه نه ! حرف كودكانه تحويل مطبوعات مي دهند.نوشته هايي كه اكنون بنام پست مدرن مطرح مي شود ادعاهاي بي پايه و اساسي است كه مجلات و روزنامه هاي خودي به آنها اهميت مي دهند.پست مدرن نقد و بررسي مدرن است.اصلا بحث جامعه ادبي ايران نيست.يك مقوله ي اروپايي است نه يك مكتب كه بخواهيم حتي در مورد آن بحث كنيم يك جريان شعري زود گذر است كه مي گذرد.حالا نه ،چند سال ديگر!ولي بايد خودمان بفهميم كه پست مدرن اصلاح مدرنيسم است.چيز ديگري نيست كه با عنوان مستقل مورد بحث واقع گردد. ــ نظرتان در مورد شعر جنوب... ــ شعر جنوب واقعا ممتاز است.من شعر جنوب را تاييد مي كنم.بچه هاي قديمي مي توانند دست شما جوان ترها را بگيرند.شما هم بايد خودتان را مطرح كنيد.آن زمان هرمز عليپور خيلي خوب بود اما دفتر شعر هاي جديد ايشان را نخوانده ام. يار محمد هم خوب بود ولي بعد از دفتر«بر سينه سنگها» كار مستقلي از آقاي اسد پور نديده ام.تنها ايرادي هم كه بر شعر جنوب وارد است اينكه بچه ها همديگر را حمايت نمي كنند. وحالا چندين سال از گفتگويمان ميگذرد... يادش بخير. |+| نوشته شده توسط فرید مرادی در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 14:57
|